سلام بر دوستان
من برگشتم اما ایندفعه بهانه ای برای غیبت ندارم
اصولا بهانه را چه بیاوری چه نیاوری بالاخره کارازکار
گذشته . حالا آمدم با کوله باری از شعر که کم کم
برایتان منتشر می کنم که یکباره ذوق زده نشوید .
یکی بچه گل فروش است که هرکس خوانده کف
کرده ودیگری غزل ای بگی نگی عاشقانه است .
منتظر باشید و بازهم سربزنید که چندتا شعر توپ
برایتان دارم ازهمان سبک آشنای خودم تو مایه های
شوفر و مهمان و...
راستی یک سری به صفحه میراب بزنید عباس با
یک شاهکار دیگه منتظر شماست .
امیدوارم خوشتون بیاد وباز هم برایم یادگاری
بنویسید. به امید دیدار
پشت چــــراغ قرمز این شــــهر پر خروش
آمد کــــــــنار پنجره یک بـــــچه گل فروش
آقا بیا و گل بخــــر از من گـــــــــرسنه ام
من بار فقر مادر و خـــواهر کشم به دوش
آهنگ جالبیست چــــــــــــه باحال می زند
بگذار لحظه ای بدهـــــــــم من ترانه گوش
گفتم بیا کـــــنار من و خـــــــوب گوش کن
ای جلوه ی نداری و ای مرد سخت کوش
آمد نشست و چنـــــــد گل از او خریدم و
خوشحال بودم از کــــرم خود به ژنده پوش
یکباره گفت مرسی از این لطف .سبز شد
باشد همیشه زندگیت غـــــرق عیش ونوش
ناگــــاه دیــــدم او که برفـــــتست با خـودش
بردســـــت کیـــف پــول من و حاصل فــروش
مــبهوت و مـــات مانده کــجا رفت آن پــــسر
از بـــوقهای پشــــت سرم آمـــدم به هـــوش
گــــفتم : نـزن تـو بـوق که از دســت این دلم
چـــون رادیـــات مــــغز من آورده است جـــوش
***********************************
********************************
****************************
***********************
دیشب به خوابم آمدی . ای کـــــــاش بیداری نبود
ای کاش بعد از شام عشق این صبح تکراری نبود
چشم تو مستم می کند .فکر تو مدهوشم .ولی
ای کاش بــعد از مســتیش آزار هشـــــــیاری نبود
من با خیال عشــــق تو تا آســــــمان کردم سفر
ای کاش باران ســــــقوط از ایــــن سبکباری نبود
بیماری فکرت مــــرا تا مــــرز مــــردن می بـــــرد
ای کاش نسیان چـــاره ی این کهنه بیماری نبود
رفتی گــــرفتارم من و کاش ایــن گـــذار زندگــی
راه خلاصی از تــــو و بــــند گــــرفــــتاری نــــبود
من ناشناس عاشقم عمریست عاشق بوده ام
ای کاش غیر از عاشقی دراین جهان کاری نبود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11 بعد از ظهر توسط نبراس میرابیان





